ماه ذیقعده، ماه رضوی(ع)

در هر یک از ماه های قمری مناسبتهایی مـرتبط بـا اهـل بیت(ع) وجود دارد که می توان آن ماه را به نام آن امام نامید؛ در ماه ذی قعده می توان به خاطر مناسبتهای مـربوط به امام رضا(ع) آن را ماه امام رضا(ع) نامید؛ چرا که ولادت و شهادت آن حضرت (بنا بـر قولی) در این ماه واقع شـده اسـت و از طرفی دیگر بهترین فصل زیارت آن حضرت؛ بلکه زیارت مخصوص ایشان است. همچنین ابتدای این ماه با ولادت خواهر گرانقدرش حضرت معصومه(س) مزین گشته و آخر این ماه نیز با شهادت حضرت جواد(ع) فرزند دلبند آن حضرت سـیاهپوش گردیده است. علاوه بر این، چند سالی است که اوّل تا یازدهم آن را «دهة کرامت» نامیده اند.

ذیقعده ماه امام رضا974.jpg

دهه کرامت

سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه و وجود مبارک امام هشتم (سلام الله علیهما) این دهه، دهه کرامت است؛ یعنی در این دهه می توان فرشته شد، چون کرامت در شناسنامه ملائکه است. وقتی ذات اقدس الهی فرشته ها را معرفی می کند در سوره مبارکه «انبیاء» می فرماید: ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ٭ لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ فرشته را بندگان کریم می داند و معرّفی این کرامت را به این دو عنصر محوری قرار می دهد که نه اهل افراط اند نه اهل تفریط اند. این جمله ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ این به منزله حدّ تامّ کرامت است؛ ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ﴾ چرا؟ چون ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ نه جلو می‎افتند نه دنبال، این اصل اوّل که ذات اقدس الهی در سوره «انبیاء» فرشته ها را به عنوان بندگان مکرّم معرفی می کند.

دهه کرامت970427.jpg

 

کرامت در کلام کریمان

کرامت در لغت به مـعنی سـخاوت، شـرافت و عزّت است: «کرم اگر وصف خدا واقع شود، مراد از آن احـسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد، نام اخلاق و افعال پسندیدۀ اوست که از وی ظاهر می شود. به کسی کریم نمی گویند؛ مـگر بـعد از آنـکه آن اخلاق و افعال از وی ظاهر شود و هر چیزی که در نوع خود شریف است، بـا کرم تـوصیف می شود.»

قرآن آشکارا اعلام می کند که انسان از کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است. مهم ترین آیۀ مربوط به کرامـت ذاتـی و اکـتسابی عبارت است از: «وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مـِنَ الطـَّیبَاتِ وَ فـَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»؛ «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهـوار) حـمل کردیم و از انـواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم، برتری بخشیدیم.»

در سخنی از امام صادق(علیه السلام)، سه ویژگی به عـنوان نـشانه های «کرم» معرفی شده است: «ثلاثة تدل علی کرم المرء: حسن الخلق و کظم الغیظ و غضّ الطرف» خوش خلقی و فرو خوردن خشم و چشم پوشی از اشتباهات دیگران. روایتی از امام علی(علیه السلام) نقل شده که فـرمود: «الکرم، مـِلک اللسان و بذل الاحسان» کرم آن است که انسان بر زبان خود، مسلط باشد و به دیگران احسان نماید. در روایتی دیگر، کرامت به خودداری از محرمات الهی و دور بودن از عیب و نقص تعریف شده: «الکریم من تجنب المـحارم و تـنزه عن العیوب». مولای موحدان علی (علیه السلام) در کلامی، ویژگی فرد کریم را با عبارتی دیگر بیان فرموده است: «الکریم من یعفو مع القدرة و یعدل مع الأمرة و یکفّ لسانه و یبذل احسانه» کریم کسی اسـت کهـ در حـال اقتدار، از خطای دیگران بگذرد و زمـانی که حـکومت در دسـت اوست، به عدالت رفتار کند و زبانش را نگه دارد و به دیگران نیکی کند. گرچه هر یک از این گوهرهای خزانة کرامت، ظاهراً به گونه ای مـتفاوت، وصـف کریم و کرامـت را بیان فرموده، ولی می توان به اتفاق آن ها در یک امر دسـت یافـت که نیکو است آن وجه اتفاق و اشتراک را نیز از خود حضرت بشنویم. آن امام همام(علیه السلام)، در گفتاری کوتاه به آن اشاره فرموده: «الکرم نـتیجة عـلوّ المـهمة» کرم، ثمره و نتیجة بلندی همت انسان است و چه نکته زیبایی در این کلام کوتـاه نهفته است. بلند همتان، کریمان تاریخ اند و بلند همت، کسی است که زبانش رها و بی مهار، غضبش خروشان، گذشتش در حال ضـعف و حـکومتش هـمراه با ظلم و تبعیض و ستم به زیر دستان نباشد. از مرزهای الهی نگذرد و مـرتکب مـحرمات نشود و در برطرف کردن نقص و عیب خود تلاش کند و خوش خلق و نیکوکار باشد. مطلب آخر این که شاید بـتوان اسـتنباط نـمود که در مکتب انسان کامل، مراد از کرم، نیکی و احسان به بشریت است که در دو قالب ظـهور مـی کند: نـیکی به دیگران با بذل و بخشش به آن ها و نیکی به خود با نگه داری زبان، دوری از گـناه و پاکی از نـقایص روحـی که با نگاهی دقیق، این هم نوعی دیگر از احسان به دیگران است، آن گاه که جامعه از آلودگـی و گـناه پاک شود، بخل و ظلم و ستم و تبعیض رخت بر می بندد و کرم به معنای واقعی تحقق خـواهد یافـت. (نامه جامعه آبان 1388 – شماره 62)</s

دوستی با مردم نیمی از عقل است..jpg

 

بر خوان کرم

دﻫﻪ ﮐﺮاﻣﺖ ﯾﺎدآور ﻋﺎﻟﯽ ﺗﺮﯾﻦ و ﭘﺮﻣﻌﻨﺎﺗﺮﯾﻦ ﻋﻼیق ﻣﻬﺮ و وﻓﺎی ﯾﮏ ﺧﻮاﻫﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺎم ﺷﺎﻣﺦ اﻣﺎم و ﻣﻘﺘﺪا در ﻗﺎﻣﺖ ﯾﮏ ﺑﺮادر دﻟﺒﻨﺪ اﺳﺖ و ﻣﻈﻬﺮ ﺗﻤﺎم اﯾﺜﺎر و ﻋﺸﻖ ﮐﺎروان ﺧﺎﻧﺪان رﺳﺎﻟﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﮐﺮدﮔﯽ ﺣﻀﺮت اﻣﯿﺮ اﺣﻤﺪﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ اﻟﺴﻼم، اﻣﯿﺮ ﺟﺎوداﻧﻪ ﻋﺸﻖ و وﻓﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻣﺎم، ﺑﺮادر و وﻟﯽ اﻣﺮ اﺳﺖ.

ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ و ﻋﺸﻖ و اﯾﺜﺎری ﮐﻪ ﺧﻮاﻫﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎن و دﻟﺪاده را ﺑﻪ ﻫﺠﺮت ﮐﺸﺎﻧﺪ و ﻏﺮﺑﺖ و ﺑﯿﻤﺎری و ﻣﺮگ در ﻓﺼﻞ ﺟﻮاﻧﯽ را ﺑﺮای او آﺳﺎن ﮐﺮد و ﺑﺮادر آزاده و ﺳﺮاﻓﺮاز ﺣﻀﺮت ﺷﺎﻫﭽﺮاغ ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم را وادار ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺒﺎزی و ﺷﻬﺎدت ﮐﺮد. ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ و ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺟﺰ در ﻣﻮرد ﻋﺸﻖ ﺣﻀﺮت زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی و ﺑﺮادر ﺑﺎ وﻓﺎﯾﺶ ﺣﻀﺮت اﺑﻮاﻟﻔﻀﻞ ﻋﺒﺎس ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻣﺼﺪاق ﻧﺪارد.

آری درود ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻋﻠﯿﻬﻢ اﻟﺴﻼم و ﺻﺪﻫﺎ ﺳﻼم و درود ﺑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ اﯾﺜﺎر و ﺷﺠﺎﻋﺖ و وﻓﺎﯾﺸﺎن. ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﺷﯿﻌﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ آل ﷲ در اﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺷﺎدی، ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﺰرگ اﻟﻬﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﻮاز ﻣﯽ روﻧﺪ. ﺳﺮاﺳﺮ اﯾﺮان اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﺳﻪ ﮐﺎﻧﻮن ﻣﻬﻢ، ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻣﻘﺪس ﻣﺸﻬﺪ، ﻗﻢ و ﺷﯿﺮاز آذﯾﻦ ﺑﻨﺪی ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺎﻧﺪان رﺳﻮل اﷲ ﺻﻠﯽ اﷲ ﻋﻠﯿﻪ و آﻟﻪ و ﺳﻠﻢ ﻫﻤﮕﺎم ﺑﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎن ﺟﻬﺎن اﯾﻦ ﺳﺎﻋﺎت و اﯾﺎم را ﮔﺮاﻣﯽ ﻣﯽ دارﻧﺪ.

دهه کرامت9704271.jpg

انیس جانها

مرد غریبی از شیعیان خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجداد شما هستم. از حج بازگشته ام و خرجی راه من تمام شده، اگر می توانید مبلغی را به من بدهید تا به وطنم بازگردم. وقتی به وطنم رسیدم، مبلغ پولی را که به من پرداخت نمودید، به فقرا صدقه می دهم. زیرا من در شهر خود فقیر نیستم. اینک در سفر درمانده شده ام.

امام برخاست و به اتاق دیگری رفت. دویست دینار آورد و از بالای در دست خویش فراز آورد و آن شخص را صدا زد و فرمود: این دویست دینار را بگیر و توشه ای راه کن و به آن تبرک بجوی. و لازم نیست که از جانب من معادل آن را صدقه بدهی. آن شخص دینارها ر گرفت و رفت. امام از آن اتاق به جای اول بازگشت. از ایشان پرسیدند: چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟ فرمود: تا شرمندگی نیاز و سؤال را در او نبینم.

گنبد رضوی96531.jpg

 

کریمه اهل بیت(ع)

آیت اللَّه مرعشی فرمود: «روزگاری مشکلات فراوانی داشتم، از جمله آن که می خواستم دخترم را شوهر دهم ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت فاطمه معصومه علیها السلام رفته و با عتاب و خطاب، در حالی که اشکهایم سرازیر بود، گفتم: ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی ام اهمیتی نمی دهی؟ من چگونه با این بی مالی و بی چیزی دخترم را شوهر دهم؟ سپس با دلی شکسته به منزل بازگشتم. در این حال حالت غشوه ای مرا فرا گرفت و در همان حال شنیدم کسی در می زند. رفتم پشت در و آن را باز کردم. شخصی را دیدم که پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت: سیده تو را می طلبد، با عجله به حرم رفتم و چون به صحن شریف آن حضرت رسیدم، چند کنیز را دیدم که مشغول تمییز کردن ایوان طلا هستند. از سبب آن پرسیدم.

گفتند: هم اکنون سیده می آید. پس از اندکی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام آمد، آن بزرگوار در شکل و شمایل چون مادرم فاطمه زهرا علیها السلام بود «چون جدّه ام فاطمه زهرا علیها السلام را سه بار پیش از آن در خواب دیده بودم و می شناختم.» به نزد عمه ام رفته و دست وی را بوسیدم. آن گاه آن حضرت به من فرمود: ای شهاب! کی ما به فکر تو نبوده ایم که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی؟ تو از زمانی که به قم وارد شدی، زیر نظر و مورد عنایت ما بوده ای. در این حال از خواب بیدار شدم و چون دانستم که نسبت به حضرت معصومه علیها السلام اسائه ادب کرده ام. فوراً برای عذرخواهی به حرم شریف رفتم. پس از آن حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت.»(پاک نیا، عبدالکریم؛ خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، ص: 141)

در حریم نور9610.jpg

 

حرمی دیگر

در عملیات والفجر یک، بر اثر اصابت گلوله کاتیوشا و موج انفجاری که نزدیکی من، صورت گرفت ابتدا ذات الریه گرفتم و بعد دردی کشنده سراسر کمر و پایم را فرا گرفت تا اینکه به کرمان برای معالجه انتقال یافتم.

در این شهر بعد از اینکه پزشکان مرا جواب کردند، گفتند امکان دارد در تهران معالجه شوم. پایم دیگر حرکت نمی کرد، دردم به قدری بود که نمی توانستم به تهران بروم. از طرفی از معالجه خود ناامید بودم. چون پزشکان گفته بودند بر اثر صدمات وارده به رگ کمر و نخاع امکان دارد دیگر نتوانم فعالیت بدنی داشته باشم. شب را با دعای کمیل و توسل به امامان آغاز کردم، نیمه های شب وقتی که در میان درد جانفرسا به خواب رفتم، در رویا منظره ای عجیب دیدم.

در خواب، صحرایی در نظرم مجسم شد، لبانم خشک بود و دنبال نجات دهنده ای می گشتم. در همین حال آقایی به من نزدیک شد، خوب که دقت کردم دیدم آن آقا شهید آیت الله دستغیب است. ایشان جلو آمدند و با همان لهجه شیرازی از من سوال کردند: «به دنبال چه می گردی؟» من جریان را گفتم، ایشان گفتند: آن چیزی که که تو دنبال آن هستی در این بیابان پیدا نخواهی کرد، تو باید از احمد بن موسی یاری طلبی. در میان درد و ناله، صبح از خواب برخاستم و به نزد سیدی به نام خوشرو، رفته، جریان ماوقع و آنچه را که در خواب دیده بودم با ایشان در میان گذاشتم.

وی توصیه نمود که هرچه زودتر به شیراز بروم. بعد از وضو وارد حرم مطهر شدم. در کنار حرم، پاهایم لیز خورد و ضعفی سراسر بدنم را فرا گرفت. دوباره دست به ضریح گرفتم و تضرع و زاری را آغاز نمودم که از حال رفتم. بخود که آمدم احساس کردم دیگر دردی در پاها و کمرم نیست. بلند شدم و راه رفتم و از حرم بیرون آمدم. در آستانه صحن مطهر عصایم را به یکی از خدام آستان دادم و گفتم دیگر به این نیازی ندارم.

حضرت شاهچراغ974.jpg

 

در سایه سار شعر

هر کس به کسی نازد و من هم به مرامت

سلطان که تو باشی شوم ای شاه غلامت

 

آهو ز چه رو می دوید اینگونه به سرعت

تا پر نشده او برسد در صف دامت

رسیدنم به تو واجب ترین نیازم بود.jpg

 

عمه سادات سلام علیک.jpg